یسنا چیکیلو

شیرین کاریهای جدید یسنا خانم

1390/5/19 19:24
نویسنده : مامانی
254 بازدید
اشتراک گذاری

دو شب پیش عزیز دلم بلوزش زد بالا و عروسکش گذاشت که مثلا شیرش بده.اون شب فکر کردم اشتباه میکنم شاید منظورش چیز دیگه ای بود. اما دیشب که همه عروسکاش ردیف کردو یکی یکی گذاشت رو شکمش و با زبون میزد به سقف دهنش تا صدای شیرخوردنو دراره فهمیدم که درست دیده بودم.کاش یه فیلم از اون صحنه گرفته بودمافسوسجدیدا بعداز اینکه جیش کرد میگه دیس امیدوارم یادبگیره قبلش بگه  خیلی عالی میشهلبخندبه عمو رضا میگه ایزا به باباجون میگه باباجه به محمدعرفان میگه مّهِِّمِّ.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

shahab
19 خرداد 90 22:53
هاها چه بامزه زودی بزرگ میشه ازدواج میکه بچه دار میشه به آرزوش میرسه